آیا مسند و مسند إلیه معرفه مفید حصر و دارای مفهوم حصر هست یا نه؟

1 - «عن الفضیل بن یسار عن أبی عبدالله (علیه السّلام) قال: قلتُ له: ما الشّرط فی الحیوان؟ قال: ثلاثة أیّام للمشتری».[1]

میرزا حبیب الله رشتی در إثبات اختصاص خیار حیوان به مشتری می­فرماید: «تعریف المسند إلیه یفید حصر الشّرط علی المشتری و نفیه عن البائع».[2]

2 – میرزا حبیب الله رشتی در اثبات عدم کفایت قسم برای مدّعی می­فرماید: «قوله: «البیّنة علی المدّعی»[3] یدلّ علی أمرین: أحدهما: کون البیّنة حجّة للمدّعی والثانی: کونها متعیّنة علیه بمعنی عدم کفایة الیمین له و الحصر المستفاد مِن القضیّة یرجع الی الثانی».[4]

3 - «عن داود بن سرحان قال: سألتُ أبا عبدالله (علیه السّلام) عن الغیبة. قال: هو أن تقول لأخیک فی دینه ما لم یفعل و تبثّ علیه أمراً قد ستره الله علیه لم یقم علیه فیه حدٌّ».[5]

إمام خمینی در بحث اینکه آیا غیبت شامل ذکر عند النفس بدون وجود سامع می­شود یا خیر می­فرماید: «و أمّا روایة داود... فربما یقال: بما أنّها فی مقام التحدید تدلّ علی الحصر سیّما مع ضمیر الفصل و تعریف المسند إلیه».[6]

در پایان ذکر این نکته ضروری است در مواردی که مسند یا مسند إلیه معرّف به «أل» دالّ بر حصر است، حصر آن به این گونه است که «أل» دار در غیر خود محصور می­شود، مثلاً در «القائم زید» قیام در زید منحصر می­شود، پس غیر زید قائم نیست، نه اینکه زید در قیام منحصر شود، پس با این توضیحات إشتباه میرزا حبیب الله رشتی در مثال اوّل روشن می­گردد؛ زیرا جمله ی «ثلاثة أیّام للمشتری» اگر دالّ بر حصر باشد، بر حصر مشتری در خیار سه روزه دلالت می­کند، نه حصر خیار حیوان در مشتری.



[1] - استبصار، ج 3، ص 72.

[2] - فقه الامامیة (قسم الخیارات)، ص 277.

[3] - کافی، ج 7، ص 361.

[4] - کتاب القضاء، ج 1، ص 327.

[5] - کافی، ج 2، ص 357.

[6] - المکاسب المحرّمة، ج 1، ص 410.