لقب مفهوم دارد یا خیر؟

جمله ی لقبیه، جمله ای است که موضوع حکم یا متعلّق آن، یا اسم جامدی است که هیچ وصفی برای آن ذکر نشده یا وصفی است که موصوفش بیان نشده است.

1 – شهید اوّل در بحث اینکه حائض جنب می­تواند به یک غسل إکتفاء کند یا نه می­فرماید: «و ربما إحتجّ مانع العکس بخبر سماعة عن الصادق و الکاظم (علیهما السّلام) فی الحائض بعد الجِماع: «غسل الجنابة علیها واجب».[1] و هو من مفهوم اللقب و لیس بحجّة».[2]

2 - «عن الحلبی و الکنانی و أبی بصیر عن أبی عبدالله (علیه السّلام) فی الرجل یقرأ فی المکتوبة بنصف السّورة ثم ینسی فیأخذ فی أخری حتّی یفرغ منها ثم یذکر قبل أن یرکع قال: یرکع و لا یضرّه».[3] در بحث اینکه بعد از رسیدن به نصف سوره، عدول به سوره ی دیگر در نماز جایز نیست، از مفهوم لقب در این روایت، این حکم استفاده می­شود.

محقّق سبزواری در این باره می­فرماید: «لا دلالة فیها علی شیءٍ من التّحدیدین أصلاً؛ إذ لیس فی کلامهم تحدیدٌ أصلاً و ربما یقدح فی دلالتها بعدم حجّیة مفهوم اللّقب».[4]

نکته ی مهم راجع به این روایت، این است که حتّی اگر برای لقب مفهوم قائل شویم، ولی در این روایت مفهومی وجود ندارد؛ زیرا قید «بنصف السّورة» در سؤال سائل آمده است، نه در کلام حضرت.

3 - «عن الحلبی قال: سألتُ أبا عبدالله (علیه السّلام) عن ذبائح نصاری العرب هل تؤکل فقال: کان علیّ (علیه السّلام) ینهاهم عن أکل ذبائحهم و صیدهم و قال: لا یذبح لک یهودیّ و لا نصرانی أضحیتک».[5] سیّد طباطبایی در ریاض از برخی نقل می­کند که از قید «العرب» و «اضحیة» مفهوم گرفته­اند و در نصارای غیر عرب و در ذیبحه ی در غیر عید قربان توسّط نصرانی و یهودی ذبیحه را حلال می­دانند.[6]

4 - «عن حنان قال: سمعتُ رجلاً یقول لأبی عبدالله (علیه السّلام): إنّی أدخل الحمّام فی السّحر و فیه الجُنب و غیر ذلک فأقوم فأغتسل فینتضح علیّ بعد ما أفرغ من مائهم. قال: ألیس هو جارٍ قلت: بلی. قال: لا بأس».[7] وحید بهبهانی می­فرماید: «إذا کان الأعلی کرّاً فلا شکّ فی تقّوی الأسفل به فی ماء الحمّام للنصّ و الوِفاق وأمّا غیر ماء الحمّام فمحلّ إشکالٍ عند العلاّمة. وعند غیره حکمه حکمُ ماء الحمّام بناءاً علی أنّ الظّاهر عندهم عدم مدخلیّة الحمّام لقوله: ألیس هو بجارٍ و عدم حجیّة مفهوم اللّقب».[8]

5 - «عن یونس بن عمّار عن أبی عبدالله (علیه السّلام) قال: قیل له وأنا حاضرٌ: الرّجل یکون فی صلاته خالیاً فیدخله العُجب فقال: إذا کان أوّل صلاته بنیّة یرید بها ربّه لا یضرّه ما دخله بعد ذلک فلیمضِ فی صلاته و لیخسأ الشّیطان».[9]

إمام خمینی در بحث مبطلیّت عُجب می­فرماید: «فلا یضرّه بعد ذلک» یدلّ بمفهومه علی أنّ العُجب لو وقع عند الشّروع یکون مُضرّاً و لکن هذا من قبیل مفهوم اللّقب».[10]



[1] - الاستبصار، ج 1، ص 147.

[2] - ذکری الشیعة، ج 1، ص 216.

[3] - تهذیب الاحکام، ج 2، ص 191.

[4] - ذخیرة المعاد، ج 2، ص 280.

[5] - تهذیب الاحکام، ج 9، ص 64.

[6] - ریاض المسائل، ج 13، ص 305.

[7] - کافی، ج 3، ص 14.

[8] - الحاشیة علی مدارک الأحکام، ج 1، ص 89.

[9] - کافی، ج 3، ص 268.

[10] - کتاب الطهارة، ص 396.