قوله: مع أنّ أفقهیّۀ الحاکم بإحدی الرّوایتین. ج4 ص 61

أقول: و فیه: أفقهیّت بقیّه روات ربطی به بحث قضاوت ندارد؛ زیرا آنچه در قضاوت مؤثّر است أفقهیّت قاضی است، نه سایر روات؛ زیرا چنانچه ایشان اشاره نمود، وقتی قاضی أفقه روایتی را بر روایت مشهور ترجیح می دهد دلیل بر این است که خللی در روایت مشهور در نزد قاضی أفقه وجود داشته است، ولی بقیّه روات که أفقه باشند، به این معنا نیست که روایتی را که نقل کرده اند بر معارضش ترجیح داده و به آن عمل کرده اند فافهم.