قوله: فأوّل المرجّحات الخبریّۀ هی الشّهرۀ. ج4 ص 70

أقول: و فیه: اگرچه ایشان با این توجیه این مشکل را حلّ نمود، ولی مشکل دیگری وجود دارد و آن اینکه مرجّح دوم در مرفوعه، صفات راوی می باشد، در حالی که در مقبوله صفات راوی به عنوان مرجّح روایت مطرح نشده است.

إن قلتَ: در مقبوله به خاطر اینکه در مرحله ترجیح بین قضات، صفات راوی مطرح شد و بعد از آن بحث شهرت به میان آمد، پس بعد از شهرت حضرت مرجّحیّت صفات راوی را مطرح نکرد؛ زیرا فرض، این بود که از جهت صفات راوی ترجیحی وجود نداشت و گرنه نوبت به ترجیح به شهرت نمی رسید.

پس در حقیقت جمع بین مرفوعه و مقبوله این است که مرجّح دوم، صفات راوی می باشد.

قلتُ: این توجیه ناتمام می باشد؛ زیرا صفات راوی که در مقبوله در مرحله اوّل مطرح شد صفات خصوص قاضی است، در حالی که در بحث ترجیح بین دو روایت، بقیّه روات سند نیز مورد بررسی قرار می گیرند.