قوله: فحوی جمیع ما تقدّم فی الغیبۀ
قوله: فحوی جمیع ما تقدّم فی الغیبۀ. ج2 ص 117
أقول: در اینکه چرا ایشان به إطلاق روایت غیبت تمسّک نکرده بلکه به فحوای آن استدلال کرده است، وجوهی محتمل می باشد:
وجه اوّل: هجاء إنشاء است، نه إخبار و غیبت شامل إنشائیات نمی شود. وجه اولویّت آن به خاطر اولویت انشاء نسبت به إخبار نیست، بلکه غیبت شامل موارد ذکر عدم عیب شخص که موجب کراهت او می شود می گردد پس به اولویّت، ذکر عیب دیگران حرام خواهد بود.
وجه دوم: مراد از هجاء شعر گفتن است حتّی اگر کسی شعر او را نشنود، در حالی که غیبت شامل این مورد نمی شود و وجه أولویّت همانند وجه اوّل می باشد.
ولی اینکه قائل شویم کسی که شعری راجع به عیب دیگری می سراید و برای کسی نقل می کند مرتکب دو گناه می شود بعید می باشد؛ زیرا اگرچه از یک جهت حرمت هجاء اولویّت دارد، ولی از جهت اینکه عیب دیگری را به صورت شعر در آوردن ملازم با نقل آن نیست، حرمت غیبت اولویّت دارد.
وبلاگ فقاهتfeghahat