حلیت یا حرمت گوشت طاووس
محقّق نراقی می فرماید: «ثمَّ من مسوخات الطيور المحرّم أكله: الطاوس، لرواية الجعفري: «الطاوس مسخ، كان رجلاً جميلاً فكابر امرأة رجل مؤمن تحبّه فوقع بها ثمَّ راسلته بعد فمسخهما اللّه طاووسين أنثى و ذكر، فلا يؤكل لحمه و بيضه» و قد نصّ على تحريمه في رواية أخرى للجعفري: قال: «الطاوس لا يحلّ أكله و لا بيضه.[1]»
آیت الله وحید می فرماید: «يحرم الخفاش و الطاوس.[2]»
آیت الله سیّد سعید حکیم می فرماید: «يحرم من الطير الخفّاش و منه الوطواط و الطّاوس.[3]»
ولی شهید صدر و آیت الله سیستانی قائل به حلّیّت آن شده اند.
شهید صدر در تعلیقه بر منهاج می فرماید: «لم تثبت حرمته.[4]»
و آیت الله سیستانی می فرماید: «و تحلّ النعامة و الطاوس أيضاً.[5]»
چنانچه محقّق نراقی فرمود، دو روایت برای تحریم طاوس وجود دارد.
در سند هر دو روایت، بکر بن صالح وجود دارد که نجاشی او را تضعیف کرده و ابن غضائری او را جدّاً ضعیف و کثیر التفرّد بالغرائب می داند. ابن داود دو بکر بن صالح را ذکر کرده که یکی را توثیق و در قسمت کسانی که تضعیفی از سوی رجالیّین در حقّ آنها وارد نشده قرار داده است و دیگری را تضعیف کرده است. ظاهراً او قائل به إشتراک این دو نفر می باشد.
ولی تفرشی منشأ اشتباه إبن داود را بیان کرده است. ایشان می فرماید: «و لما ذكر الشيخ عند ذكر أصحاب الرضا (عليه السّلام): أنّ بكر بن صالح الضبّي، الرازي، مولى. ثمّ ذكر في يليه رجلًا اسمه: بائس حيث قال: بائس، مولى حمزة بن اليسع الأشعري، ثقة. توهّم ابن داود أنّ هذا أيضاً من صفات بكر بن صالح الرازي، و من ثمّ ذكره في كتابه في الموثّقين حيث قال: بكر بن صالح الرازي الضبّي، مولى بائس، مولى حمزة بن اليسع الأشعري، ثقة.[6]»
شاید قرینه بر اشتراک این عنوان، این است که نجاشی او را راوی از امام کاظم (علیه السلام) دانسته است، در حالی که بکر بن صالح در برخی روایات، مثل روایاتش در مقام، با واسطه از امام رضا (علیه السلام) نقل کرده است و در برخی روایات مستقیماً از امام رضا و امام جواد (علیهما السّلام) روایت کرده است.
هم چنین شیخ در رجال یکبار این عنوان را در اصحاب امام رضا (علیه السلام) ذکر کرده و یک بار در زمره کسانی که از ائمّه (علیهم السلام) روایتی نقل نکرده اند.
مؤیّد دیگر اشتراک این عنوان، این است که برخی روات، مثل حسین بن سعید هم از او روایت کرده اند و هم او از ایشان روایت کرده است.
محدّث نوری می فرماید: «و يختلج بالبال أن الأزدي هو الصحيح، و هو غير الرازي الذي ضعّفوه، و أن الموجود في الأسانيد هو الأوّل، و لم نقف على تقييده بأحدهما، أو أن كتاب الرازي معتمد معروض على الأصول، و ذلك لمنافاة رواية الأجلّة عنه و هو بهذا المكان من الضعف ... و بالجملة فلا بدّ من القول بالتعدّد، أو اعتبار كتابه، أو تضعيف ما في النجاشي، أو بتعدد الرازي كما يظهر من رجال الوسيط (للأسترابادی)، و أن ما في النجاشي الذي صرّح بأنه يروي عن الكاظم (عليه السّلام) غير ما في الفهرست فإنه لم يضعفه، و ذكره في رجاله في من لم يرو عن الأئمة (عليهم السّلام) كلّ ذلك لمنافاة رواية هؤلاء خصوصاً أحمد الأشعري لما فيه.[7]»
به نظر درایۀ النّور ثقه می باشد. أحمد بن محمّد بن عیسی الأشعری نیز حدود بیست روایت از او نقل کرده است.
پس أظهر حرمت طاوس می باشد.
[1] مستند الشيعة في أحكام الشريعة؛ ج15، ص: 75-76
[2] منهاج الصالحين (للوحيد)؛ ج3، ص: 395
[3] منهاج الصالحين (للسيد محمد سعيد)؛ ج3، ص: 222
[4] منهاج الصالحين (المحشى للحكيم)؛ ج2، ص: 372
[5] المسائل المنتخبة (للسيستاني)؛ ص: 471
[6] نقد الرجال؛ ج1، ص: 293
[7] خاتمة المستدرك؛ ج4، ص: 184-
"_blank">
وبلاگ فقاهتfeghahat