معنای ینبغی و لا ینبغی
«ینبغی» در لغت، چنانچه جوهری در صحاح آورده است، مطاوعه ی «بغیتُک الشّیء» به معنای «طَلَبتُه» می باشد[1]. و متعلّق طلب، گاهی امر واجب است و گاهی امر مستحب. ابو هلال عسکری در فروق اللّغات می نویسد: «انّ قولک: ینبغی کذا یقتضی أن یکون المبتغی حسناً سواء کان لازماً أو لا.[2]» ولی فیّومی در مصباح المنیر می گوید: «معناه: یندب ندباً مؤکّداً لایحسن ترکه.[3]» » و از آن طرف «لاینبغی» اگرچه به مقتضای ریشه ی لغوی خود، به معنای عدم مطلوبیت است که شامل عمل مباح نیز می شود، ولی به حسب ظهور عرفی و استعمالات عرفی، هیچ گاه در مورد امر مباح از این واژه استفاده نمی شود.
با تتبّع در آیات و روایات روشن می شود که همان گونه که استعمال «لاینبغی» در مورد عمل مکروه زیاد است، در مورد عمل حرام نیز فراوان است.
از موارد استعمال آن در مورد عمل مکروه، صحیحه ی زراره از امام باقر (علیه السلام) است که فرمودند: «إقرأ سورة الجمعة و المنافقین فإنّ قرائتهما سنّة یوم الجمعة فی الغداة و الظّهر و العصر و لاینبغی لک أن تقرأ بغیرهما فی صلاة الظّهر یعنی یوم الجمعة.[4]» و صحیحه ی محمّد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) که فرموده اند: «إنّ الله أکرم بالجمعة المؤمنین فسنّها رسول الله (صلی الله علیه و آله) بشارة لهم و المنافقین توبیخاً للمنافقین و لا ینبغی ترکها فمَن ترکهما متعمّداً فلا صلاة له[5].» و از آنجا که استعمال زیاد «لا ینبغی» در مورد عمل مکروه یا ترک عمل مستحب، محل خلاف نیست، به این دو نمونه اکتفا می شود.
و امّا موارد استعمال آن در مورد عمل حرام یا ترک واجب:
1- «موثّقه ی سماعة قال: سألتُه عن صیام یوم الفطر فقال: لاینبغی صیامه و لا صیام أیّام التّشریق[6].»
2- «صحیحه ی زرارة قال: قلتُ له: أخبِرنی عن حدّ الوجه الّذی ینبغی له أن یوضّأ الّذی قال الله عزّوجلّ فقال: الوجه الّذی أمرالله تعالی بغسله الّذی لاینبغی لأحد أن یزید علیه و لا ینقص منه إن زاد علیه لم یؤجر و إن نقص منه أثم ... .[7]» لاینبغی در این روایت در مورد حرام غیری به کار رفته است. یعنی اگر کسی در وضوی خود صورت خود را کمتر از آنچه شارع فرموده بشوید، به خاطر ترک نماز مستحق عقوبت است. مراد در این روایت حرمت تشریع نیست؛ وگرنه در صورت زیاده برآنچه شارع فرموده نیز گناه کرده بود؛ نه اینکه فقط بر آن زیاده، اجری نصیب او نشود.
3- «أحمد بن محمّد بن عیسی عمّن حدّثه عن أبی عبد الله (علیه السلام): قال: قلتُ: الرّجل یخرج ثمّ یقدم علینا و قد أفاد المال الکثیر فلا ندری إکتسبه مِن حلالٍ أو حرامٍ فقال: إذا کان ذلک فانظُر فی أیّ وجهٍ یخرج نفقاته فإن کان یُنفق فیما لاینبغی ممّا یأثم علیه فهو حرام[8].»
4- « بعض أصحابنا مرسلاً قال: إنّ أوّل ما نزل فی تحریم الخمر قول الله عزّوجل: یسألونک عن الخمر و المَیسر قُل فیهما إثمٌ کبیرٌ و منافع للنّاس و إثمهما أکبر مِن نفعهما فلمّا نزلت هذه الآیة أحسّ القوم بتحریمها و تحریم المیسر و علموا انّ الإثم ممّا ینبغی اجتنابه[9].» همان طور که «ینبغی» گاهی در مورد عمل واجب استعمال شده است، مثل صحیحه ی معاویة بن وهب: «قُلتُ لأبی عبد الله (علیه السّلام): کَیفَ ینبغی لنا أن نصنع فیما بیننا و بین قومنا و فیما بیننا و بین خُلَطائنا مِن النّاس فقال: تؤدّون الأمانة إلیهم و تقیمون الشّهادة لهم و علیهم و تعودون مرضاهم و تشهدون جنائزهم[10].» که ادای امانت عملی واجب است. لازم به ذکر است که گاهی واژه ی «ینبغی» در مقام ارشاد به امری تکوینی و عادی استعمال می شود که نه وجوبی در کار است و نه استحبابی. مثل موثّقه ی سکونی از ابی عبد الله (علیه السلام): « قال رسولُ الله (صلّی الله علیه و آله): ینبغی للجلساء فی الصّیف أن یکون بین کلّ اثنین مقدار عظم الذّراع لئلّا یشقّ بعضهم علی بعض فی الحرّ[11].»
وبلاگ فقاهتfeghahat