«کراهت»: واژه ی کراهت و مشتقّات آن در روایات زیادی استعمال شده اند و معنای آن در روایات به معنای مرجوحیت است که گاهی به واسطه ی قرینه، حمل بر حرام می شود و گاهی هم بر مکروه اصطلاحی. از مواردی که در مورد حرام از این ماده استفاده شده، صحیحه ی حلبی است: « إنّ کان الطّعام کثیراً یسع الناس فلا بأس به و إن کان الطعام قلیلاً لایسع الناس فانّه یکره أن یحتکر و یترک الناس لیس لهم طعام.[1]» از آنجا که در صورت کثرت طعام نیز احتکار مکروه است، مراد از کراهت در صورت قلّت طعام، حرمت است وگرنه وجهی برای تفصیل در روایت نبود.

 و همچنین صحیحه ی حنان بن سدیر، ظاهر در این معناست: «قال: دخلنا علی أبی عبد الله (علیه السّلام) و مَعَنا فرقد الحجّام فقال له: جُعلتُ فداک! إنّی أعمل عملاً و قد سألتُ عنه غیر واحدٍ و لا اثنین فزعموا انّه عملٌ مکروهٌ و انّا احبّ أن أسئلک عنه فإن کان مکروهاً انتهیتُ عنه و عملتُ غیره ... قال (علیه السّلام): « کُل مِن کسبک یابن أخ و تصدّق و حجّ منه و تزوّج فإنّ النّبی (صلّی الله علیه و آله) قد احتجم و أعطی الأجر و لو کان حراماً ما أعطاه.[2]» اینکه حضرت در آخر روایت، جمله ی «و لو کان حراماً ما أعطاه» را مطرح می فرماید، ظاهر در این است که سؤال سائل از حرمت این عمل بوده که سائل از آن با عنوان مکروه تعبیر کرده است.

و از مواردی که در مورد عمل مکروه اصطلاحی، از این ماده استفاده شده، صحیحه ی احمد بن محمّد است: «قال: کتبت الیه إمرأة أرضعت عناقاً حتّی فطمت و کبرت و ضربها الفحل ثمّ وضعت أ یجوز أن یؤکل لحمها و لبنها. فکتب (علیه السلام): فعلٌ مکروهٌ و لابأس به.[3]» که این روایت به قرینه ی عدم بأس، صریح در عدم حرمت است. و صحیحه ی ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) که فرمودند: «کثرة الأکل مکروهٌ.[4]» و روایت محمّد بن فضیل: «قال ابو عبد الله (علیه السلام): «یکره أن یقرأ قل هو الله أحد بنَفَسٍ واحدٍ.[5]» و صحیحه ی حلبی: «سُئل ابو عبد الله (علیه السلام) عن المساجد المظلّلة أیکره الصّلاة فیه؟ قال: نعم.[6]» و صحیحه ی عبد الرّحمن بن سالم عن أبیه عن أبی جعفر (علیه السلام): «قلتُ له: هل یکره الجماعُ فی وقت من الأوقات و إن کان حلالاً ... .[7]» که عبارت «وإن کان حلالاً» صریح در مطلوب است. محدّث بحرانی در حدائق می فرماید: «لا یخفی علی المتتبّع فی الأخبار ورود الکراهة فی الأخبار بالمعنیین.[8]» کلام ایشان محلّ اشکال است؛ زیرا مقتضای استعمالات مختلف واژه ی کراهت، این است که در معنای مرجوحیت استعمال شده است که به نحو اشتراک معنوی در مورد امر مکروه و حرام استعمال می شود؛ نه اینکه به معنای کراهت و حرام استعمال شده باشد. ابن قیّم (متوفّای 751 ق) از علمای عامّه پیرامون واژه ی کراهت می نویسد: «السّلف کانوا یستعملون الکراهة فی معناها الّذی استعملت فیه فی کلام الله و رسوله و لکن المتأخّرون إصطلحوا علی تخصیص الکراهة بما لیس بمحرّم و ترکه أرجح من فعله ثمّ حمل مَن حمل منهم کلامَ الأئمّة علی الإصطلاح الحادث فغلط فی ذلک.[9]» ایشان در کتاب اعلام الموقّعین شواهدی را از فقهای عامّه ذکر می کند که از واژه ی کراهت استفاده کرده اند، ولی مراد ایشان، حرمت است.[10] و بعید نیست که قائل شویم واژه ی «کراهت» به مقتضای استعمالات زیاد آن در مکروه اصطلاحی، ظهور اوّلی اش در مکروه اصطلاحی است و خلاف آن، نیازمند قرینه است.

در پایان، لازم به ذکر است که لفظ کراهت به معنای حکم وضعی مثل ناقضیت وضوء به کار نمی رود. امّا صحیحه ی زراره: «قلت لأبی جعفر و لأبی عبد الله (علیهما السّلام): ما ینقض الوضوء؟ فقالا: ما یخرج من طرفیک الأسفلین مِن الدّبر و الذّکر غائط أو بول أو منیّ أو ریح و النّوم حتّی یذهب العقل و کلّ النّوم یکره إلّا أن تکون تسمع الصوت.[11]» اظهر، این است که مراد از کراهت در این روایت، نقض وضوء نیست؛ بلکه همان طور که علّامه ی مجلسی[12] و فیض کاشانی[13] فرموده اند، مراد از این روایت، کراهت و قبح تکوینی نواقض وضوء، مثل نوم است؛ زیرا استعمال کراهت در حکم وضعی، شاهدی در روایات و تناسب چندانی با نقض وضوء ندارد.

امّا تعبیر «لم یکن علیٌّ یکره الحلال»، در مراد از آن، دو قول وجود دارد:

1- نظریّه ی شیخ انصاری(ره)[14]: مراد از حلال در این تعبیر، امر مباح است و مراد از کراهت، مرجوحیت است. یعنی امیر المؤمنین (علیه السلام) امر مباح را در نفس خویش مرجوح نمی دانست.

2- نظریّه ی محقّق اردبیلی[15]: مراد از این عبارت، این است که حضرت از امر حلال کراهت نداشت. پس هرگاه از امری کراهت داشت، آن امر، حرام بوده است. نظریّه ی صحیح، نظریّه ی اوّل است؛ زیرا نظریه ی دوّم مبتلا به اشکالی است و آن اینکه حضرت قطعاً از امر مکروه نیز کراهت داشته اند و حمل روایت بر اینکه حضرت هرگاه می فرمود از امری کراهت دارم، مراد ایشان حرمت بوده است، بسیار خلاف ظاهر است و اینکه این تعبیر فقط در مورد حرام استعمال شده است، دلیل بر نظریه ی دوّم نیست؛ زیرا بنا بر نظریّه ی اوّل، حرام از مصادیق امر مرجوح می باشد. امّا روایاتی که بیانگر کراهت داشتن امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می باشد این روایات است:

1- «عن حریز عمّن ذکره عنهما انّ امیر المؤمنین (علیه السّلام) کان یکره الجرّیث و قال: لا تأکلوا مِن السّمک إلّا شیئاً علیه فلوس.[16]» مشهور علماء قائل به حرمت اکل ماهی جرّیث شده اند.

2- «صحیحه ی سیف التمّار قال: قلتُ لأبی بصیر اُحبّ أن تسأل أبا عبد الله (علیه السلام) عن رجل استبدل قوصرتین فیهما بسرٌ مطبوخٌ بقوصرة فیها تمر مشقّق. قال: فسأله أبو بصیر عن ذلک فقال: هذا مکروه. فقال أبو بصیر: و لِمَ یکره؟ فقال: إنّ علیّ بن أبی طالب (علیه السلام) کان یکره أن یستبدل وسقاً مِن تمر المدینة بوسقین من تمر خیبر؛ لأنّ تمر المدینة أدونهما و لم یکن علیّ (علیه السّلام) یکره الحلال.[17]» که این روایت در مورد ربا می باشد که عملی حرام است.



[1] وسائل الشیعة ج 12 ص 313 .

[2] کافی ج 5 ص 116 .

[3] کافی ج 6 ص 250 .

[4] کافی ج 6 269 .

[5] کافی ج 2 ص 616 .

[6] کافی ج 3 ص 368 .

[7] کافی ج 5 ص 498 .

[8] ج 19 ص 245 .

[9] اعلام الموقعّین ج1 ص 43 .

[10] اعلام الموقّعین ج1 ص 40 .

[11] کافی ج 3 ص 36 .

[12] ملاذ الاخیار ج 1 ص 65 .

[13] الوافی ج 6 ص 251 .

[14] المکاسب ج 1 ص 195 .

[15] مجمع الفائدة ج 8 ص 472  .

[16] کافی ج 6 ص220 .

[17] وسائل الشیعة ج 18 ص 151 .